امام سید علی خامنه ای
رهبرم سید علی خامنه ای میباشد
آیا شود اینبار در آغوش تو باشم
محو تو و مست تو و مدهوش تو باشم
آیا شود از لطف تو شاگرد تو گردم
شکلم بدهی صفحه منقوش تو باشم
رهبرم سید علی خامنه ای میباشد
آیا شود اینبار در آغوش تو باشم
محو تو و مست تو و مدهوش تو باشم
آیا شود از لطف تو شاگرد تو گردم
شکلم بدهی صفحه منقوش تو باشم
ای رهبر آزاده
ما در کنف سایه الطاف تو هستیم
عمریست که محو تو و اوصاف تو هستیم
مال و پدر مادر و فرزند و برادر
یکدست همه شکر که اوقاف تو هستیم
با هر نگاه تو ز حیا چوب میشوم
گویی زحرم شرم تو مسلوب میشوم
با این جراحتی که دلم دارد از گناه
با یک نگاه لطف شما خوب میشوم
(یا ایها العزیز نظر کن به حال من
من با نگاه لطف شما خوب میشوم) نظر شاعر محترم آقا جواد خراشادیزاده
یادم نمیرود که گذشته که بوده ام
من با صفای مهر تو محبوب میشوم
هرگز تو را ندیدم و شاید نبینمت
من با حروف اسم تو مجذوب میشوم
یک یا علی علی که شنیدی تو از لبم
از آن زمان غلام تو محسوب میشوم
نادیده اذن دادی ام آقا به نوکری
گفتی که روضه خان تو محسوب میشوم
بیهوده نیست این همه خرجم نموده ای؟
روزی هزار مرتبه معیوب میشوم
الطاف تو چه کرده به قلب کویریم
هر لحظه در کنار تو مرطوب میشوم
چشم آمدي كه بر عدم ما نظر كني
گوش آمدي كه با دل و جان بشنوي مرا
اين گونه آمدي كه مرا با پدر كني
شاعر :جمكراني شيني
سايت:www.sheini.ir
چشمش به یک حسین تو میگشت همچو رود
دنبال عشقت آمده بود ای تمام عشق
خود را به شگل دیگری می کرد وانمود
شاعر:جمکرانی شینی
سايت رسمي اينجانب جمكراني شيني با محتواي مداحي ها راه اندازي شد
باسوزدل نمودم هرلحظه چون مدارا
توبیشترنمودی درجام من بلا را
من می سرایم امشب تنهاترین نوا را
دل می رودزدستم صاحب دلان خدارا
درداکه رازپنهان خواهدشداشکارا
بنگرکه دست لیلی بشکسته جام مجنون
رستم که بادودستش سهراب کرده درخون
امشب که میگمارم این نکته گهرگون
ده روزمهرگردون افسانه است وافسون
نیکی به جای یاران فرصت شماریارا
ماراچنین لیاقت گرمیکنی ملامت
ازماطلب چه داری تاروکنم علامت
بستیم بنددل رابرمنحنی لامت
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویش بی نوا را
شاعر:جمکرانی شینی
درست لحظه دفنت دوباره کشته شدی
به جرم قدرت لحنت دوباره کشته شدی
مناره های شما خار چشم دشمن بود
عجب به خاطر صحنت دوباره کشته شدی
شاعر:جمکرانی شینی
دربهترین حضورتودرالتماس من
پای تومی چکدزلبم هرسپاس من
امروزامدی که ببینم توراولی
فردابه جرم عشق نمایی قصاص من
فرقی نمیکنددگراینجام یاکه نه
درمحفلی نشسته وتنهام یاکه نه
فرقی نمیکندکه من اینجاچونردبان
هستم عمودروی دوپاهام یاکه نه